در بابِ نشانه‌شناسی زیرساخت و کانسپت معماری: چگونه هستۀ افسانه‌ای یک ملّت می‌تواند از طریق تحلیل‌های معنی‌شناسی تا فرهنگ معاصر آن رخنه کند؟

در بابِ نشانه‌شناسی زیرساخت و کانسپت معماری: چگونه هستۀ افسانه‌ای یک ملّت می‌تواند از طریق تحلیل‌های معنی‌شناسی تا فرهنگ معاصر آن رخنه کند؟

سید جواد تحقیقی جهرمی1 هیمن امانی2

1) دانش‌آموختۀ کارشناسی ارشد رشتۀ مهندسی معماری، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، تهران، ایران
2) مربّی دپارتمان معماری و شهرسازی، دانشکدۀ مهندسی عمران و معماری، دانشگاه ملّی مهارت، تهران، تهران، ایران

کد IOI مقاله : AAAA-AAHBBD
محل انتشار : دومین کنفرانس بین المللی مهندسی عمران، معماری، توسعه و بازآفرینی زیرساخت های شهری(icduconf.com)
چکیده :
    دانشگاه صرفاً عینیتی در بُعد مکان نیست. درجه‌ای از شناخت است و آگاهی؛ درجه‌ای است از صُوَر ذهنی که فراتر از بُعد مکان قدم برمی‌دارد و جوهرۀ وجودی آن، رخدادهایی است که ورای زمان آن رخ می‌دهد. این را می‌توان شانه به شانه درون‌مایۀ درخت زندگی نقش برجسته بر طاق بستان دید که بعدها در نشانه‌شناسی، معنی‌شناسی و پدیدارشناسی دانشگاه شیراز مورد استفاده قرار گرفت؛ چنانکه امروزه همه‌مان می‌دانیم درخت زندگی فارغ از بُعد فیزیکی آن، به جسمیت درآوردن آن چیزی است که آدمی همواره به‌دنبال آن بود: ابدیت و جاودانگی. باور به درخت به عنوان سَمبُلی از تعالی، اوج و اقتدار از تمدّن سومریان به بعد عینیت بیشتری پیدا کرد و به عنوان نماد در شکل‌گیری درون‌مایۀ بسیاری از بناها و ایده‌های انسان اساطیری مورد استفاده قرار گرفت. بدین ترتیب اعتقاد به درخت زندگی شکل گرفت و به‌عنوان هویّتی از یک محیط علمی (دانشگاه شیراز) بهره‌برداری شد. موقعیت‌یابی و قرارگیری خوابگاه‌ها و هستۀ مرکزی دانشگاه شیراز بر فراز بلندترین نقطۀ شهر و همچنین مرکزگرا بودن این هسته، عینیت بخشیدن به چنین منظری است. ما در این پژوهش، هستۀ مرکزی دانشگاه شیراز را از یک دیدگاه معنی‌شناسانه و نمادشناسانه بررسی می‌کنیم تا به این نتیجه برسیم که چگونه در دانشگاه شیراز، معماری به مثابه ابزاری عمل کرد که طراحی را به شکل یک فرآیند و پروسه می‌دید که توانست فارغ از تجربیات فُرمال و صورت‌گونۀ کالبدی، ایدئولوژی باستانی و هستۀ افسانه‌ای یک ملت را در مهم‌ترین نهادهای فرهنگی معاصر آن عینیت ‌بخشد. برای این روشنگری، از علم تأویل یا هرمنوتیک استفاده می‌کنیم تا پیام‌ها، نشانه‌ها و معانی نهفته در ایدۀ طراحی را رمزگشایی کنیم. در این پژوهش، نوشتار به‌گونه‌ای پیش می‌رود که معماری و برنامه‌ریزی شهری نه در معنی متداول‌شان که به‌مثابه حافظه‌های تاریخی در نقش نگهبانان خاطره و معنیِ یک جامعه ظاهر ‌شوند و از دانش معنی‌شناسی به‌منظور شناخت ایدئولوژی، کانسپت و حدس‌وگمان درباره ساختار آن بهره گیرند. رویکرد این پژوهش، کاهش‌گراست. به‌طور خاص به تاریخچه نمی‌پردازد ولی برای رسیدن به مقصودش تاریخ را اهرم قرار می‌دهد و برای واضح‌تر شدن اصل مطلب، تنها از یک ارجاع تصویری استفاده می‌کند. روش تحقیق در این پژوهش، تفسیری‌تاریخی است و از دانش‌هایی چون نشانه‌شناسی، سبک‌شناسی، باستان‌شناسی و ... برای رسیدن به شناخت و معرفت نهایی بهره می‌گیرد.

کلمات کلیدی : هستۀ مرکزی پردیس ارم دانشگاه شیراز هستۀ افسانه‌ای یک ملت درخت زندگی گل لوتوس کانسپ در معماری