تحلیلی بر تکیه گاه های پل و بررسی تأثیر اندازه ذرات رسوبات بستر بر آبشستگی آنها
تحلیلی بر تکیه گاه های پل و بررسی تأثیر اندازه ذرات رسوبات بستر بر آبشستگی آنها
شهاب الدین سیاه پشت1
1) دکتری رشته مهندسی معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب، تهران، ایران،
کد IOI مقاله
:
XEDB-HBEAF
محل انتشار :
هشتمین کنگره سالانه بین المللی عمران، معماری و توسعه شهری(8icsau.ir)
چکیده :
علل اصلی خرابی بسیاری از پلها قبل از پایان عمرشان، عدم توجه به معیارهای هیدرولیکی در طراحی، و اجراو نگهداری از آنهاست. ظرفیت گذرسیلاب از پل پایداری بازه رودخانه در محل احداث پل هدایت جریان نیروهای هیدرو دینامیک جریان آبشستگی و فرسایش در اثر تنگ شدگی و یا ایجاد مانع عواملی هستند که در تعیین جانمایی طول ارتفاع و آرایش پایه و تکیه گاهها و مشخصات هندسی پایه هاوتکیه گاههای پل حائزاهمیت هستند که متأسفانه در کشورمان به مسائل فوق الذکر توجه کمتری می گردد. در بسیاری مواقع، سیلابهای بزرگ باعث تخریب و لغزش پایه ها و فرو ریختن پلها شده اند. آبشستگی پدیده ای است ک در اثر تغییرالگوی جریان آب رودخانه ها و نهرها ودریا اتفاق می افتد. از آن جائی که اغلب سازه های هیدرولیکی، سبب آشفتگی وضعیت جریان می شوند ممکن است با آبشستگی یا احتمالا ته نشست در مجاورت سازه مواجه شویم. تداوم فرسایش، می تواند منجر به خرابی پی سازه از زیر شود. نتایج مطالعات انجام شده، نشان می دهد که علت اصلی خرابی ژئوتکنیکی پل ها، موج شکن ها و دیوارهای ساحلی آبشستگی و در نتیجه کاهش ظرفیت باربری سازه می باشد. در این مطالعه تأثیر اندازه ذرات رسوبات بستر بر آبشستگی تکیه گاههای کوتاه (نسبت طول پیش آمدگی تکیه گاه به عمق جریان کمتر از یک است) به صورت آزمایشگاهی با استفاده از رسوبات یکنواخت با قطر متوسط ذرات 35/0، 7/0و 5/1 میلی متر در شرایط آب زلال مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که برای رسوبات یکنواخت با (7/0=50d) فرم بستر ریپل تشکیل می شود و برای رسوبات با (7/0<50d) فرم بستر ریپل تشکیل نمی شود. عمق آبشستگی در رسوبات ریپل (7/0>50d) در شرایط آب زلال، در مقایسه با رسوبات غیر ریپل کمتر است.
کلمات کلیدی : آبشستگی اندازه ذرات تکیه گاه پل مدل فیزیکی