تحلیل بنیادی همبستگی نور و رنگ در سبک اورفیک مبتنی بر نظریة گشتالت (مطالعه موردی:پنجره‌های همزمان اثر رابرت دلونه)

تحلیل بنیادی همبستگی نور و رنگ در سبک اورفیک مبتنی بر نظریة گشتالت (مطالعه موردی:پنجره‌های همزمان اثر رابرت دلونه)

زهره آشکار1 اکرم نوری2

1) دانشجوی کارشناسی ارشد، پژوهش هنر، موسسه آموزش عالی فردوس، مشهد، ایران.
2) استاد مدعو، دکتری پژوهش هنر، موسسه آموزش عالی فردوس، مشهد، ایران.

کد IOI مقاله : AACA-AAAKHG
محل انتشار : دهمین کنفرانس بین المللی پژوهش در علوم و مهندسی و هفتمین کنگره بین المللی عمران، معماری و شهرسازی آسیا(10icrsie.com)
چکیده :
    این پژوهش به تحلیل بنیادی همبستگی نور و رنگ در سبک اورفیک بر اساس نظریه گشتالت پرداخته و چگونگی تجلی این اصول در ساختار بصری و ادراک اثر پنجره‌های همزمان رابرت دلونه را بررسی می‌کند. سبک اورفیک که بر هماهنگی میان نور، رنگ و حرکت تأکید دارد، به واسطه ترکیب‌بندی‌های پویا و استفاده از رنگ‌های خالص، تجربه‌ای بصری یکپارچه را برای مخاطب رقم می‌زند. در این راستا، پژوهش حاضر به این پرسش اساسی می‌پردازد که ویژگی‌های بنیادی همبستگی نور و رنگ به‌عنوان عناصر معرف سبک اورفیک از منظر نظریة گشتالت چیست و چگونه در ساختار بصری و ادراک اثر «پنجره‌های همزمان» رابرت دلونه تجلی یافته‌اند؟ هدف از انجام این پژوهش، تحلیل بنیادی همبستگی نور و رنگ در سبک اورفیک از منظر نظریة گشتالت و بررسی چگونگی تبیین این اصول در ساختار بصری و ادراک اثر «پنجره‌های همزمان» رابرت دلونه است. این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی است و برای گردآوری داده‌ها از روش کتابخانه‌ای و اسنادی استفاده شده است. تحلیل اطلاعات از طریق بررسی متون و تصاویر هنری، تاریخی و تارنماهای معتبر انجام گرفته است. پژوهش ذیل با بهره‌گیری از مبانی نظری گشتالت، به بررسی نقش عناصر بصری مانند نزدیکی، شباهت، تداوم و تکمیل شکل در ایجاد یکپارچگی و پویایی در اثر می‌پردازد. یافته‌های این پژوهش نشان داد که دلونه با استفاده از اصول گشتالت، به‌ویژه تفکیک شکل از زمینه، تداوم، نزدیکی، شباهت و بسته شدن، توانسته است ترکیبی پویا از نور و رنگ ارائه دهد که نه‌تنها موجب القای حرکت و ریتم در اثر شده، بلکه به درک کلیت آن از طریق فرآیندهای ذهنی مخاطب کمک کرده است. در این میان، اصل بسته شدن موجب شده است که چشم مخاطب رنگ‌ها و فرم‌های ناتمام را تکمیل کند و اصل تداوم مسیرهای بصری را به شکلی منسجم هدایت نماید. در نهایت، این پژوهش تأیید می‌کند که سبک اورفیک، در راستای اصول گشتالت، همبستگی نور و رنگ را نه به‌عنوان عناصری مستقل، بلکه به‌عنوان یک کل ادراکی منسجم معرفی می‌کند که تجربه‌ای یکپارچه و پویا را برای مخاطب رقم می‌زند.

کلمات کلیدی : اورفیک نور رنگ رابرت دلونه پنجره‌های همزمان