« تحلیل تطبیقی بسامد و کارکرد نمادین عناصر معماری در آثار سعدی، حافظ و مولانا »

« تحلیل تطبیقی بسامد و کارکرد نمادین عناصر معماری در آثار سعدی، حافظ و مولانا »

ندا شجیعی1

1) دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران

کد IOI مقاله : AACH-AAGEEC
محل انتشار : هفتمین کنفرانس بین المللی و هشتمین کنفرانس ملی عمران، معماری، هنر و طراحی شهری(8iccacs.ir)
چکیده :
    پیوند میان ادبیات و معماری، بخشی ماندگار از سنت هنری و فرهنگی ایران‌زمین است که در گذر تاریخ، کارکردی هم‌زمان مادی و نمادین یافته است. پژوهش حاضر با رویکردی آماری–تحلیلی و در چارچوب مطالعات تطبیقی، به بررسی بسامد و کارکرد اصطلاحات و مفاهیم معماری و شهرسازی در آثار سه شاعر بزرگ فارسی، سعدی، حافظ و مولانا می‌پردازد. پیکرۀ زبانی پژوهش بر سه متن مرجع شامل بوستان سعدی، دیوان حافظ و دیوان شمس تبریزی استوار است و اصطلاحات در چهار دستۀ اصلی (بنا و عناصر اصلی، عناصر وابسته، مکان‌های خاص شهری و مذهبی، ترکیبات مجازی رایج) طبقه‌بندی شده‌اند. نتایج تحلیل نشان می‌دهد که سعدی، بیشترین و متنوع‌ترین بهره‌گیری از اصطلاحات معماری را عمدتاً در معنای حقیقی و عینی دارد و این امر بازتاب‌دهنده تجربۀ زیستۀ شهری و گرایش واقع‌گرایانه اوست. مولانا، اصطلاحات معماری را با نگاهی نمادین–تأویلی به کار می‌گیرد و آن‌ها را به مراتب عرفانی و معنوی پیوند می‌زند. حافظ، کمترین بسامد را در مفاهیم حقیقی نشان می‌دهد و واژگان معماری را بیش‌تر در خدمت نمادپردازی عرفانی و انتقاد اجتماعی به‌کار می‌گیرد. واژه‌های «خانه» و «سرا» در هر سه شاعر از پربسامدترین عناصرند که از معنای فیزیکی به طیفی متنوع از معانی نمادین (از دلالت بر دنیا و اخلاق اجتماعی تا نماد نفس، فنا و بقا) تحول یافته‌اند. این یافته‌ها، بیانگر عمق پیوند میان تجربۀ فضایی و تصویرسازی شعری در متون کلاسیک فارسی است.

کلمات کلیدی : معماری شهرسازی سعدی حافظ مولانا بسامدسنجی نمادپردازی